تبلیغات
دنیای این روزای من - مرغ تخم طلا
یهویی های سینا

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

یکشنبه 2 فروردین 1394-01:49 ق.ظ



داستان مرغ تخم طلا رو باید حتما خواند.
مردی مرغی داشت که حسب اتفاق یک روز دید که مرغش تخم طلا گذاشته، از آن به بعد مرد هر روز یک  تخم طلا کاسب می شد تا اینکه برای خوش دولت و شوکت به دست آورد و به یه تخم طلا رضایت نداد، اومد شکم مرغش رو درید که همه تخم های طلا رو برداره اماهیچی کاسب نشد که هیچ، همون روزی یه تخم طلا رو هم از دست داد.
این داستان رو چحوری میشه به روابط عاطفی نسبت داد؟



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 2 فروردین 1394 01:50 ق.ظ