تبلیغات
دنیای این روزای من - آرزوهای نشدنی ۲
یهویی های سینا

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

چهارشنبه 11 آذر 1394-09:56 ب.ظ



  • یکی از قدرتهایی که آرزشو داشتم و یوقتایی بهش فکر میکردم این بود که بدنم ضد گلوله باشه. مثلا تو دانشگاه اون استادی رو که ازش متنفرم گروگان میگرفتم، بعد هرکی بهم حمله میکرد میزدم لهش میکردم. وقتی پلیسها هم میومدن اونا رو هم له میکردم. اینقد همه رو له میکردم که کل دنیا میومدن به جنگ با من و هر کار میکردن نمیتونستن منو اسیر کنن، خیلی اینجوری کیف میداد. فقط یه مشکل داشت اونم اینکه دیگه کسی بهم زن نمیداد، همه ازم میترسیدن. تازه اگه بهم زن میدادن اونم ازم میترسید. ولی خب بازم خدا رو شکر که ندارم این قدرت رو، چون الان که ساینا هست از زندگیم راضیم و نمیخوام هیچ قدرت خارق العاده ای داشته باشم که از هم دور شیم.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:39 ق.ظ
Have you ever considered creating an ebook or guest authoring on other websites?
I have a blog centered on the same subjects you
discuss and would really like to have you share some stories/information. I know my viewers would appreciate your work.
If you're even remotely interested, feel free to send me an e-mail.
سحر جووووون
جمعه 13 آذر 1394 12:36 ق.ظ
خییییییییییلی عزیزم خوشحال میشم به سایت منم سر بزنید
بهار بی خزان
چهارشنبه 11 آذر 1394 10:05 ب.ظ
از کسی پرسیدند...

کدامین خصلت از خدای خود را دوست داری؟

گفت:

همین بس که میدانم، او میتواند

مچم را بگیرد

ولی دستم را میگیرد...

سلام
پیش من هم بیاین خوشحال میشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.