تبلیغات
دنیای این روزای من - امروز 14.4.95
یهویی های سینا

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

سه شنبه 15 تیر 1395-01:21 ق.ظ



امروز اصلا حالم خوب نبود. نه اینکه فقط خوب نبودم ، بلکه خیلی هم بد بودم.
یه جورایی کل روزم شده بود گریه و زاری...
فکرم اصلا + کار نمیکرد. 
هم خیلی دلتنگ بودم. هم نگران  واسه سینا که کجاست و چیکار میکنه و حالش چطوره
از طرفی حسم نسبت به خودم ... 
صبح حس میکردم شاید بتونم خودمو پیدا کنم .. اما الان فهمیدم که خیلی سخت تر از اینه که حتی بتونم تصورش کنم...
سینا داره میاد پیشم و من هم خیلی بینهایت خوشحالم، که نقش اول زندگیم داره میاد پیشم. هم ناراحتم که چی باید بهش بگم... 
هیچ جوابی ندارم. فقط شرمنده و ناراحت و پشیمون و در آخر میتونم بگم یه بازندم.
ساعت 3 صبحه ( 15.4.95) و من نه خوابم میبره نه اشکام تموم میشه



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 15 تیر 1395 01:54 ق.ظ


manicure
جمعه 18 فروردین 1396 01:20 ب.ظ
I have fun with, cause I found exactly what I used to be looking for.

You have ended my four day lengthy hunt! God Bless you man.
Have a great day. Bye
سینا
چهارشنبه 16 تیر 1395 09:14 ق.ظ
منم مثل توام ساینا خانم

بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست
وای که بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست
پاسخ Saina Ashjanas :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر