تبلیغات
دنیای این روزای من - برای دختر یا پسرم!
یهویی های سینا

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

چهارشنبه 31 شهریور 1395-05:20 ب.ظ



من کلا از قدیم علاقه خاصی به بچه نداشتم و یجورایی اصن ذوقش رو نداشتم. اما این چند وقته یعنی درست از وقتی که با ساینا ازدواج کردم ورق برگشته و بچه دوست دارم. این متن رو هم واسه اولین بار برای بچم مینویسم. 
میخوام بگم دخترم یا پسرم من خیلی دوستتون دارم و امروز که ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ هست و شاید شما تازه ۵ سال دیگه به این دنیا بیاید، از حالا دلم واستون تنگ شده.
امروز اولین پست من توی چابهار هست و تا الانش که بد نبود. امشب نتم قطع بود و مامانتون خوابید. فک میکردم امشب با ساینا حرف میزنم و وقتم پر میشه اما ساینا خسته بود و خوابید. مامان ساینا خیلی خانم خوبیه. بچه ها من و مامانتون خیلی مشکلات داریم، البته نه با هم دیگه، بلکه بخاطر شرایطی که توش هستیم.  تقریبا داره یک ماه میشه که من عقد کردم با سانی ولی ندیدمش. اگه شرایط بد نبود اینجوری نمیشد. میدونم که الان توی این دنیا نیستید، ولی خب شاید ۱% از طرف خدا یا هرچی حرفای منو بشنوین یا بفهمین. واسه اینکه منو ساینا تا ابد با هم باشیم و با هم شاد باشیم دعا کنید چون خیلی تا همین الانشم برای این زندگی زحمت کشیدیم. خیلی دوریا رو تحمل کنیم و خیلی چیزای دیگه که بخاطر همدیگه حتی نذاشتیم اون یکی بفهمه. 
من قبل ساینا یکی دوتا دختر دیگه رو هم میشناختم و با شناختی که نسبت به خانما پیدا کردم با جرات میگم که ساینا واقعا کم نظیره. دیگه حرفام شد همش چیزمالیه سانی!!!!
کاش وقتی به دنیا میاید من اونقدر قوی باشم که بتونم بهترین پدر دنیا باشم. حالا بهترین پدر دنیا هم که نشد لااقل یه پدری نباشم که همش توی دلتون بگین کاش فلانی بابام بود. من بابای خودمو خیلی دوست دارم و اونو با هیچ چیز دیگه توی دنیا عوض نمیکنم. مامانم رو هم همینطور. اونوقتا که سن الان شما (یعنی وقتی که اینو میخونی) بودم یوقتا میگفتم کاش بابام فلانی بود یا اینکه کاش مامانم بمیره. اما الان هر وقت یاد اون حرفا بیفتم دقیقا میدونم که بچه بودم و درکم از زندگی کم بود. اینو نمیفهمیدم که همین زندگی ما چقد مشکلات توش بوده که من شدم این. حالا که خودم دارم کم کم با مشکلات مواجه میشم قدر بابا مامانمو بیشتر میدونم.
نمیگم شما هم قدر منو ساینا رو بدونید ولی اگه یوقتی حس کردین جای یه چیزی توی زندگیتون خالیه فک نکنین پدر و مادرتون نمیخوان. فقط صبر کنید تا بزرگ بشین. اصن سعی کنین زوووووود بزرگ بشید که زودتر درک کنید.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 31 شهریور 1395 05:22 ب.ظ


unterschied viagra und cialis
یکشنبه 19 خرداد 1398 05:48 ب.ظ

I loved as much as you'll receive carried out right here. The sketch is tasteful, your authored material stylish. nonetheless, you command get got an nervousness over that you wish be delivering the following. unwell unquestionably come more formerly again since exactly the same nearly very often inside case you shield this hike.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:13 ق.ظ
Howdy would you mind stating which blog platform you're working with?
I'm going to start my own blog soon but I'm having a difficult time deciding between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your design and style
seems different then most blogs and I'm looking for something unique.
P.S Apologies for being off-topic but I had to ask!
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 11:12 ب.ظ
Hi, I do believe this is a great web site. I stumbledupon it ;) I
may return yet again since I book-marked it. Money and
freedom is the best way to change, may you be rich and continue to
help other people.
manicure
پنجشنبه 10 فروردین 1396 05:24 ب.ظ
I do not even know how I ended up here, however I assumed this post was good.

I don't realize who you are but definitely you are going to a well-known blogger if you happen to are not already.
Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر